تبليغاتX
میشناسیدم - مردم همچنان گوسفند
عقده ها و یا دردهایست درون ما که از ترس ربوده شدن آبرو و یا هر چیز دیگری از فریاد زدن آن بیم داریم.
گله ای نیست اگر مردمان گوسفندانی بیش نیستند.

جامعه گوسفند تربیت میکند.

رادیو تلوزیون روزنامه ...... همه پر از علف های تازه  که بخورند گوسفندان.

ما مردمان تحت عوامل بیرونی هستیم که گوسفند شده ایم.

خرده ای نیست که گوسفند شده ایم دست ما نبوده . خرده از آن است که ما گوسفند مانده ایم . خود میخواهیم که گوسفند بمانیم.

باید بکوشیم که حقیقت خویش را بشناسیم.

اگر تلاشی نباشد برای آدم شدن حق است بگوییم خاک بر گورمان که نفهمیدیم برای چه زنده ایم و زندگی میکنیم!

ندانستیم معنای آدمیت را

معنای انسانیت را

+ نوشته شده در  Tue 23 Oct 2007ساعت 23:44  توسط بشناس مرا  |